لغت نامه دهخدا
خرمیان ده. [ خ َ رِ ن ِ دِه ْ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کنایه از آن کس که به او هر کس کار فرماید. حمارالحاجات. قُعَیِّدالحاجات. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرمیان ده. [ خ َ رِ ن ِ دِه ْ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کنایه از آن کس که به او هر کس کار فرماید. حمارالحاجات. قُعَیِّدالحاجات. ( یادداشت بخط مؤلف ).
کنایه از آن کس که باو هر کس کار فرماید حمار الحاجات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منکر ز برای چشم زخمت همچو سر خر میان بستان