خاک اب

لغت نامه دهخدا

( خاک آب ) خاک آب. ( اِ مرکب ) اولین آبی است که بزراعت کاشته شده میدهند. ( چ روستائی یا دائرة المعارف فلاحتی تألیف تقی بهرامی ص 485 ). آب بار اول که پس از پاشیدن تخم به کشت دهند و آن را کلوخ گویند. || آبی که پس از تسطیح زمین و شکستن کلوخها بزمین دهند. || آبی که رز را دهند پس از هَرَس. ( در اصطلاح مردم شهریار ).

فرهنگ عمید

( خاک آب ) آبی که پس از پاشیدن تخم برای نخستین بار به زمین می دهند.

فرهنگ فارسی

( خاک آب ) اولین آبی است که بزراعت کاشته شده میدهند.

جمله سازی با خاک اب

💡 خاک آب حیاتت چه فرو خواهد خورد آخر بهوا چو آتشت میل چراست

💡 مهر و مه است در نظرم کم ز ذره ای تا خاک آب دیده کشیدن گرفته است

💡 گر قابلم چو تخم بپوسد بزیر خاک آب از محبت تو خورد دانه دلم

💡 بر فرق خاک آب روان کرد عشق او در باغ عشق سرو روان است آن یکی

💡 خواهی که چو خاک آب رویت نبرند چون باد سبک مباش و چون آتش تیز

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز