فرهنگ معین
( ~. گِ تَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) نزدیک کردن، مقرب ساختن.
( ~. گِ تَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) نزدیک کردن، مقرب ساختن.
نزدیک کردن، مقرب ساختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حیف است دست باز گرفتن ز مهربان خاصه چه مهربان بتِ خوش باشِ خوش نشست
💡 آيه، حكايت از اين حقيقت دارد كه هر چند اختلاف سرعت سير تقرب و مسابقه در ميان همهمومنان هست شتاب براى پيشى گرفتن از ديگران و رقابت دروصول به رحمت خاصه و قرب خدا در ميان (ابرار) رخ ميدهد. در آنجاست كه با وجودشتاب و سرعت تقرب، امر رقابت معنا مى يابد. در اين مرحله از تعالى تلاش بى وقفهاى براى پيشى گرفتن صورت ميپذيرد كه از آن با (تنافس ) و (منافسه ) -مسابقه آميخته با تلاش پيگير و نفس نفس زدن - تعبير ميشود در حالى كه از رقابت درتعالى آرام و عادى با لفظ (مسابقه ) تعبيربعمل ميآيد: سابقوا الى مغفرة من ربكم و جنة... سوى آمرزشى از پروردگارتان وبهشتى كه... سبقت بگيريد.(234)