حسنعلی ده
لغت نامه دهخدا
حسنعلی ده. [ ح َ س َ ع َ دِ ] ( اِخ ) دهی جزو دهستان رودنبه بخش مرکزی شهرستان لاهیجان در 36هزارگزی شمال خاوری لاهیجان و 24هزارگزی رودنبه. جلگه و مرطوب است. 627 تن سکنه گیلکی فارسی زبان دارد. آب آن ازحشمت رود و سفیدرود و محصول آن برنج، ابریشم، کنف، ماهی و مرغابی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
فرهنگ فارسی
ده جزئ دهستان رودنبه بخش مرکزی شهرستان لاهیجان
جمله سازی با حسنعلی ده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سال ۱۳۰۳ قمری ولیعهد مظفرالدین میرزا با اعطای شمشیر مرصعی به حسنعلیخان او را به لقب امیر نظام مفتخر کرد.
💡 رجبعلی منصور (۱۲۶۵ – ۱۷ آذر ۱۳۵۳) ملقب به منصورالملک، سیاستمدار ایرانی بود که در دورهٔ پهلوی، دو مرتبه بهعنوان نخستوزیر ایران خدمت کرد. حسنعلی منصور فرزند اوست.
💡 حسنعلی میرزا دولتشاهی (زاده ۱۲۵۹ خورشیدی در کرمانشاه) ملقب به معین خلوت از شاهزادگان قاجار و مالکان منطقه گلپایگان و نماینده مجلس شورای ملی در دوران پهلوی بود.
💡 از فتحعلیشاه قاجار فرزندان بسیار و در حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ نفر به جا مانده است که از مهمترین آنان حسینعلی میرزا فرمانفرما و دیگری حسنعلی میرزا شجاعالسلطنه است.
💡 نخستین دبیرکل این حزب حسنعلی منصور بود که در اسفند ۱۳۴۲ه.خ به نخستوزیری رسید. با قتل منصور معاون دبیرکل حزب ایران نوین، امیرعباس هویدا نخستوزیر و دبیرکل حزب شد.
💡 حسنعلی روستایی در دهستان شوسف بخش شوسف شهرستان نهبندان استان خراسان جنوبی ایران است.