حرب دان

لغت نامه دهخدا

حرب دان. [ح َ ] ( نف مرکب ) عالِم به فنون جنگ: سوم شجاع و مبارز حرب دان و سلاح شناس. ( سندبادنامه ص 318 ).

فرهنگ فارسی

عالم بفنون جنگ

جمله سازی با حرب دان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه هرچه دانی گوی و نه هرچه تانی کن که قتل زادهٔ فعل است و حرب‌.زادهٔ قول

💡 در حرب، هزار کیمیا دانی چون حارث ابن ظالم المری

💡 و در سيره ابن هشام از ابن اسحاق روايت شده كه گفت: وقتى مردم فرار كردند و جفاكارانمكه فرار مردم را بديدند حرفهائى زدند كه از كينه هاى نهانى ايشان حكايت مى كرد، ازآن جمله ابو سفيان بن حرب گفت: اينها تا كمتر از لب دريا فرار نمى كنند، بلكه تاآنجا خواهند گريخت. و نيز نقل مى كند كه در آن روز ابو سفيان تيرهاى فالگيرى (ازلام) خود را در زه دان خود پنهان كرده و همراه آورده بود.

💡 تا کنون اندر حرب بودم ز زیست تو چه دانی مرگ چون عیشست و چیست

💡 از خیال حرب نهراسید کس لا شجاعه قبل حرب این دان و بس