حذر فوت

لغت نامه دهخدا

حذرفوت. [ ح َ رَ ] ( ع اِ ) چیده ناخن. ( منتهی الارب ). قُلامة.
- حذرفوتی نداشتن؛ هیچ نداشتن. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

چیده ناخن

جمله سازی با حذر فوت

💡 اخـطار مى كنم كه با كمال جديت و بدون فوت وقت، ساز و برگ جنگى را كه بحمداللهدر حـد كـافـى در اخـتـيـار داريـد در اخـتـيار رزمندگان، چه قواى مسلح و چه ساير جوانانفداكار گذاشته و كوچكترين مسامحه را جايز ندانيد. و از شوراى دفاع خواهم كه هر روزايـنـجـانب را از وضع جبهه ها مستحضر كنند و چنانچه احتياج به نيرو دارند تذكر دهند كهجـوانـان پر شور در سطح كشور آماده جهاد هستند و بايد فرماندهان نظامى داوطلبانى راكه در جبهه مى توانند بى درنگ مجهز كنند به جبهه بفرستند و نيروى زمينى را با اقسامسـلاح هـا و آتـشـبـارها و توپ ها تقويت كنند و بدانند كه مسامحه در اين امر نزد خداوند وملت گناهى نابخشودنى است و از عواقب آن بر حذر باشند