لغت نامه دهخدا
حاکم اول. [ ک ِ م ِ اَوْ وَ ] ( اِخ ) رجوع به حاکم بامر اﷲ ابوالعباس شود.
حاکم اول. [ ک ِ م ِ اَوْ وَ ] ( اِخ ) رجوع به حاکم بامر اﷲ ابوالعباس شود.
💡 کورش دستور با ساخت معبد دوم در مکان معبد اول داد، ولیکن قبل از پایان آن از دنیا رفت. داریوش، بعد از حکومت کوتاه بردیا، بر امپراتوری ایران حاکم شد و دستور پایان معبد را داد. این کار با مشاوره پیامبران یهودیان حجی و زکریا انجام شد. بنای معبد در ۵۱۵ قبل از میلاد به پایان رسید که این زمان ۲۰ سال بعد از بازگشت یهودیان از اخراج بود.
💡 این دودمان بخاطر نخستین سلسله طولانی مدت تاریخ چین یعنی دودمان ژو باستان بنیاد گذاری شد، به منظور این که هیچ سلسله ای از اول تا آخر هیچ حاکم زنی نداشته به افتخار نخستین سلسله و طولانیترین امپراتوری چین، امپراتریس زتیان این نام را بر حکومت خود نهاد و همچنین بیشتر قوانین ژو باستان را برای حکومت خود انتخاب میکرد.
💡 کاظم خان داشی به قیرخلار (۴۰ نفر) نیز معروف بودهاست. به روایت کهن سالان روستا در زمانهای قدیم عدهای (گویا ۴۰ نفر) از دست حاکم ظالم منطقه فرار کرده و مدتی در این محل پناه گرفتهاند و به همین مناسبت تا قبل از جنگ جهانی اول و حضور کاظم خان در این محل به اسم قیرخلار معروف بودهاست.