لغت نامه دهخدا
جزایری انداز. [ ج َ ی ِ ری اَ ] ( نف مرکب ) آنکه جزایری ( سلاح جنگی ) اندازد. || نام فوج خاص از سربازان زمان صفوی. رجوع به تذکرةالملوک ص 38 شود.
جزایری انداز. [ ج َ ی ِ ری اَ ] ( نف مرکب ) آنکه جزایری ( سلاح جنگی ) اندازد. || نام فوج خاص از سربازان زمان صفوی. رجوع به تذکرةالملوک ص 38 شود.
آنکه جزایری اندازد یا نام فوج خاص از سربازان زمان صفوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اکتبر سال ۲۰۱۵. سرزمین پناهندگان یک کمپین جمعآوری اعانه را با هدف کسب میلیاردها دلار برای خرید زمین یا جزایری برای بنای یک خانه دائمی برای پناهندگان جهان راه اندازی کرد.