لغت نامه دهخدا
جزئی فروش. [ ج ُ ف ُ ] ( نف مرکب ) مقابل عمده فروش. آنکه کالا را بقسمتهای کوچک برای مصرف میفروشد، و بطور مستقیم با مصرف کنندگان ارتباط دارد. مقابل عمده فروش که کالا را بمقدار فراوان به جزئی فروشان میفروشد.
جزئی فروش. [ ج ُ ف ُ ] ( نف مرکب ) مقابل عمده فروش. آنکه کالا را بقسمتهای کوچک برای مصرف میفروشد، و بطور مستقیم با مصرف کنندگان ارتباط دارد. مقابل عمده فروش که کالا را بمقدار فراوان به جزئی فروشان میفروشد.
مقابل عمده فروش آنکه کالا را بقسمتهای کوچک برای مصرف میفروشد و بطور مستقیم با مصرف کنندگان ارتباط دارد. مقابل عمده فروش که کالا را بمقدار فراوان بجزئی فروشان میفروشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فروش ۲۰۱۶ فقط برای یک سال جزئی است. با این حال، این مدل به پرفروشترین مدل جگوار در سال ۲۰۱۶ تبدیل شد.
💡 اینفینیتی اکنون مالک شبکهای از ۲۳۰ مرکز فروش در ۱۵ کشور جهان میباشد و در سطح خودروهای نیمهلوکس و لوکس طبقهبندی میشود، در حالی که محصولات عادی نیسان، جزئی از طبقهٔ اسپرت و سدان هستند.