فرهنگستان زبان و ادب
{cyclic permutation, circular permutation, cycle permutation} [ریاضی] جای گشتی از یک مجموعۀ مرتبِ نمادها که نماد اول را به نماد دوم، دوم را به سوم،... و آخر را به اول می فرستد
{cyclic permutation, circular permutation, cycle permutation} [ریاضی] جای گشتی از یک مجموعۀ مرتبِ نمادها که نماد اول را به نماد دوم، دوم را به سوم،... و آخر را به اول می فرستد
💡 جعفر صادق ز خواب و خور گذشت در درون جنّت او را جای گشت
💡 بسکه چون لاله بر دلم داغ هجرت گرفته جای گشت تاریخ رفتنت لاله دارد دلی بداغ