تکلیف شدن
مترادفها
واجب شدن، مسئولیت یافتن
متضادها
مباح شدن
لغت نامه دهخدا
تکلیف شدن. [ ت َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول مردم، بحد بلوغ رسیدن. بحد تکلیف رسیدن. بالغ گردیدن. خود را شناختن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). ناظم الاطباء در ذیل به تکلیف رسیدن آرد: بسن رشد و بلوغ رسیدن و بالغ شدن. و سن تکلیف، سن رشد و بلوغ.
فرهنگ فارسی
در تداول مردم بحد بلوغ رسیدن
جمله سازی با تکلیف شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در همه موارد نمیتوان از این روش استفاده کرد، تکلیفی که میخواهیم از طریق محاسبات توزیعشده انجام گیرد باید قابلیت تقسیم شدن به چند تکه کوچکتر را داشته باشد. جستجو از جمله تکالیفی است که بالاترین موفقیت را در محاسبات توزیعشده دارد.
💡 تیم ملی در اردیبهشت ۱۳۵۷ در چارچوب بازیهای جام ملتهای آفریقا-آسیا در تهران به مصاف غنا قهرمان قاره آفریقا رفت و بازی را با نتیجه ۳–۰ برد. بازی برگشت که قرار بود پس از برگزاری جام جهانی برگزار شود به دلیل شعلهور شدن وقایع انقلاب ۱۳۵۷ لغو شد و تکلیف قهرمان مشخص نشد. این بازی نخستین دیدار ایران با نمایندهای از کنفدراسیون فوتبال آفریقا بود.