لغت نامه دهخدا
تهی ساز کردن. [ ت َ / ت ِ / ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تهی کردن. خالی کردن:
چون قدم از گنج، تهی ساز کرد
کلبه حلاقی خود باز کرد.نظامی ( مخزن الاسرار چ وحید ص 173 ).رجوع به تهی ساختن و تهی و دیگر ترکیبهای آن شود.
تهی ساز کردن. [ ت َ / ت ِ / ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تهی کردن. خالی کردن:
چون قدم از گنج، تهی ساز کرد
کلبه حلاقی خود باز کرد.نظامی ( مخزن الاسرار چ وحید ص 173 ).رجوع به تهی ساختن و تهی و دیگر ترکیبهای آن شود.
تهی کردن خالی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باد تکبر سر بی مغز تهی ساز بر دوش کشی چند تو این بار گران را
💡 کاسه پر کیسه تهی ساز فره سامان کم روز شب چاشت پسین هفته و مه بی گه و گاه