تنک فهم

مترادف‌ها

کم‌فهم، کندذهن، بی‌فهم

متضادها

تیزفهم، باهوش

لغت نامه دهخدا

تنک فهم. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ ف َ ] ( ص مرکب ) کسی که قوه مدرکه وی سست و ضعیف باشد. ( ناظم الاطباء ):
به صد جانش خریدم کی روا باشد که بفروشم
به تحسین تنک فهمان و احسان لئیمانش.عرفی.|| تنک حوصله. ( آنندراج ). رجوع به تنک ظرف و تنک و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

کسیکه قوه مدر که وی سست و ضعیف باشد. یا تنک حوصله.

جمله سازی با تنک فهم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر فهم کند طوطی شیرین سخنش را بر تنک شکر نیک گزیند دهنش را

💡 او با وجود دانش بسیار زیاد در زمینه‌های علمی، در مسائل پیچیده اجتماعی و روابط انسانی بسیار تنک فهم به نظر می‌رسید و درک درستی نداشت.

💡 نباید با افراد تنک فهم بحث کرد، زیرا آن‌ها قادر به درک استدلال‌های منطقی و ظرافت‌های کلامی که در گفتگوهای عمیق وجود دارد، نیستند.

💡 شخصیت اصلی داستان، مردی تنک فهم بود که همیشه با برداشت‌های سطحی و اشتباه از رفتار دیگران، دچار سوءتفاهم‌های بزرگ و بیهوده می‌شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران