لغت نامه دهخدا
تسلیت کردن. [ ت َ ی َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آرام کردن و غم و اندوه از دل کسی بیرون نمودن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تسلیت و تسلی و تسلیة شود.
تسلیت کردن. [ ت َ ی َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آرام کردن و غم و اندوه از دل کسی بیرون نمودن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تسلیت و تسلی و تسلیة شود.
آرام کردن و غم اندوه از دل کسی بیرون نمودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آقای «مستقیم» از کودکی، تاریخ مرگ بزرگان را یادداشت میکرده است. بعد از آن، شروع میکند به ثبت تاریخ مرگ دانشمندان، شاعران و بزرگان معاصر و بعد، رو میآورد به جمع کردن آگهی تسلیت مردم عادی. در همین حین، به مرگ خودش و دیدن آگهی فوتش میاندیشد.
💡 رونالد ریگان رئیسجمهور آمریکا حمله را یک «اقدام نفرتانگیز» خواند و متعهد شد نیروی نظامی را در لبنان حفظ کند. وزیر دفاع آمریکا کاسپار واینبرگر، که بهطور خصوصی علیه مستقر کردن تفنگداران دریایی آمریکا توصیه کرده بود، گفت تغییری در سیاست آمریکا دربارهٔ لبنان ایجاد نخواهد شد. فرانسوا میتران رئیسجمهور فرانسه و دیگر مقامات فرانسوی از محل بمبگذاری در ۲۴ اکتبر ۱۹۸۳ بازدید و ابراز تسلیت کردند.