تخم بازی

لغت نامه دهخدا

تخم بازی. [ ت ُ ] ( حامص مرکب ) تخم مرغ بازی. بازی کردن اطفال به بیضه، در روز عید و نوروز.( آنندراج ). روز نوروز عید، کودکان به بیضه های رنگین بازی کنند. ( غیاث اللغات ). قسمی بازی کودکان که با تخم ماکیان بازی می کنند. ( ناظم الاطباء ):
خوش است بر سر کو تخم مرغ بازی یار
نشسته هر طرفی عاشقان قطارقطار.سیفی ( از آنندراج ) ( از بهار عجم ).

فرهنگ فارسی

بازی کردن اطفال به بیضه در روز عید و نوروز. روز نوروز عید کودکان به بیضه های رنگین بازی کنند. قسمی بازی کودکان که با تخم ماکیان بازی می کنند.

جمله سازی با تخم بازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راگبی ۱۳ نفره یا راگبی لیگ یک ورزش گروهی است که با یک توپ تخم‌مرغی شکل در یک زمین چمن مستطیل (مشابه زمین فوتبال) به وسیله دو تیم سیزده نفره بازی می‌شود.

💡 ریگار تارگرین اولین شاهزاده و ولیعهد در سال ۲۵۹ پس فتح وستروس (۳۹ سال قبل از وقایع بازی تاج و تخت) متولد شد. پدرش اریس دوم (شاه دیوانه) و مادرش، ملکه راهلا بود. او در روزی متولد شد که بسیاری از اعضای خانواده‌اش به دلیل اشتباه شاه اگان پنجم که می‌خواست تخم‌های اژدها را بشکافد، در شعله‌های آتش سوختند. با اینکه ریگار در آن زمان نوزادی بیش نبود ولی در طول زندگی‌اش بار مرگ آن‌ها را به دوش کشید.