تخطی کردن

مترادف‌ها

تجاوز کردن، تخلف کردن، سرپیچی کردن، تعدی کردن

متضادها

رعایت کردن، پایبندی کردن، امتثال کردن

لغت نامه دهخدا

تخطی کردن. [ ت َ خ َطْ طی ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تجاوز کردن و گذشتن از حد.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گذشتن در گذشتن تجاوز کردن: (( تخطی از اوامر مکن. ) )
تجاوز و گذشتن از حد.

جمله سازی با تخطی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برای تحلیل تعادل نش این بازی باید یک مجموعه استراتژی (مجموعه قیمت‌های پیشنهادی) برای مجموعه بنگاه‌ها در نظر بگیریم به گونه‌ای که هر کدام از آن‌ها با ثابت و دانسته فرض کردن قیمت‌های پیشنهادی دیگران، انگیزه تخطی از قیمت پیشنهادی خود را نداشته باشد.

💡 دیگر اقداماتی که مشمول مجازات از سوی کنسور بودند عبارت بودند از رها کردن کار کشاورزی، فرار از خدمت نظامی، تخطی از انجام وظایف مدنی، اقدامات فاسد یا داشتن بدهی‌های سنگین.

💡 در این مدل فرض می‌شود که بنگاه‌ها به‌طور همزمان مقدار تولید را تعیین می‌کنند و حاضرند به هر قیمتی که بازار تقاضا کرد آن را بفروشند. طبیعتاً قیمت به صورتی تابعی از مجموع مقادیر بنگاه‌ها (تابع تقاضا) به دست خواهد آمد. تعادل نش مجموعه مقادیر پیشنهادی بنگاه هاست به گونه‌ای که هر کدام از آن‌ها با ثابت و دانسته فرض کردن مقادیر سایرین، انگیزهٔ تخطی نداشته باشند.

💡 هرگونه تخطی کردن از قوانین و مقررات ایمنی در محیط‌های صنعتی می‌تواند منجر به حوادث جبران‌ناپذیر و آسیب‌های جدی به سلامت کارکنان و تجهیزات شود.

💡 در نظام‌های حقوقی، تخطی کردن از مفاد قراردادهای بین‌المللی معمولاً با پیامدهای اقتصادی سنگین و تحریم‌های دیپلماتیک از سوی کشورهای عضو همراه خواهد بود.

💡 برخی افراد با اعتقاد به برتری خود، از محدودیت‌های اخلاقی تخطی کردن می‌کنند که این رفتار در نهایت اعتماد جامعه را نسبت به آن‌ها از بین می‌برد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران