تخت زدن

لغت نامه دهخدا

تخت زدن.[ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) تخت گستردن. ( آنندراج ). نصب کردن تخت. تخت را برپا داشتن نشستن را:
فرش انداختند و تخت زدند
راه صبرم زدند و سخت زدند. نظامی.مرا اقبال داد این مژده بخت
زدم اندیشه را بر آسمان تخت.امیرخسرو ( از آنندراج ).عشق جایی که تخت قدر زند
عقل را پایه تعقل نیست.ظهوری ( ایضاً ).

جمله سازی با تخت زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لذا مـى بـينيم عفريت توانائى خود را محدود مى كند برآوردن تخت ملكه سبا در مدت توقفسـليـمـان در مـجـلس داورى و بـررسـى امـور كشور، در حالى كه آصف بن برخيا هيچ حدىبراى آن قائل نمى شود و محدود ساختن به يك چشم بر هم زدن در حقيقت اشاره به كمترينزمان ممكن است، و مسلم است كه سليمان از چنين كارى كه معرفى يك فرد صالح است حمايتمـى كـنـد نـه از كـار عـفـريـتـى كـه مـمـكـن اسـت كـوتـه نظران را به اشتباه بيفكند و آنرادليـل بـر پـاكـى او بـگيرند. بديهى است كه هر كس كار مهمى در جامعه انجام دهد و موردقـبـول واقـع شـود خط فكرى و اعتقادى خود را در لابلاى آن تبليغ كرده است، و نبايد درحـكـومـت الهـى سـليـمـان، ابتكار عمل به دست عفريتها بيفتد، بلكه بايد آنها كه علمى ازكتاب الهى دارند بر افكار و عواطف مردم حاكم گردند.

💡 و به سند حسن منقول است كه حضرت صادق عليه السلام فرمود: چگونه انكار مى كنندگفته امير المؤمنين عليه السلام را كه فرمود: اگر خواهم مى توانم اين پاى خود رابردارم و بر سينه معاويه بزنم در شام كه او را از تختش سرنگون بيندازم، و انكارنمى كنند اين را كه آصف وصى سليمان به يك چشم زدن تخت بلقيس را گرفت و به نزدسليمان عليه السلام حاضر گردانيد؟ آيا پيغمبر ما بهترين پيغمبران نيست و وصى اوبهترين اوصيا نيست ؟ آيا وصى پيغمبر ما را كمتر از وصى سليمان مى دانند؟ خدا حكم كندميان ما و ميان آنها كه انكار حق ما مى كنند و فضيلت ما را منكر مى شوند (331).

گاوی یعنی چه؟
گاوی یعنی چه؟
سوخت یعنی چه؟
سوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز