لغت نامه دهخدا
بی مبالاتی. [ م ُ ] ( حامص مرکب ) بی باکی. لاابالی گری. ( یادداشت مؤلف ): از سر ضجرت و تحکم و تأنف از بی مبالاتی غلام طیره شد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 345 ).
بی مبالاتی. [ م ُ ] ( حامص مرکب ) بی باکی. لاابالی گری. ( یادداشت مؤلف ): از سر ضجرت و تحکم و تأنف از بی مبالاتی غلام طیره شد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 345 ).
بی باکی. لاابالی گری.
[ویکی فقه] بیمبالاتی بیاعتنایی به مسائل دینی است و از آن به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، تجارت و شهادات سخن رفته است.
طهارت: مستحب است از سؤر حائض بیمبالات، بلکه هر فرد لاابالی اجتناب شود.
بی مبالاتی در نماز
صلات: ترک مستحبات و ارتکاب مکروهات اگر به حدّی برسد که نشانگر بیاعتنایی و پایبند نبودن فرد به دین باشد، جایز نیست.
بی مبالاتی در تجارت
تجارت: معامله با افراد پست و لاابالی مکروه است.
بی مبالاتی در شهادات
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لوای بندگی از خسروی زند برتر اگر به بنده مبالاتی از خداوند است