بی بار کردن
مترادفها
سبک کردن، خالی کردن
متضادها
بار کردن، پر کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{discharge} [فیزیک] عملی که موجب خنثی شدن بار الکتریکی شود
جمله سازی با بی بار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چنان کز ابر بی باران شود باطل زراعتها زافلاس کریمان عالمی درویش می گردد
💡 دست از دامان دلهای پریشان برمدار رو به دریا می رود ابری که بی باران شده است
💡 بغا به دستور افشین درهم هارا شبانه به جای گذاشته بود و شتران بی بار همراهش آورده بود حیله ای که افشین کرده بود درنگرفت و بابک بدون آنکه آسیبی ببیند مقداری غنایم به دست آورد و فرار کرد.
💡 مرا در درد بی باری دریغا بار بایستی هزاران غم کزو دارم یکی غمخوار بایستی
💡 سبزه امید خشک از ابر بی باران شود در لباس شرم عرض مدعا زیبنده است
💡 خار دیوارست چون از اشک شد مژگان تهی ابر بی باران بود دستی که شد ز احسان تهی
💡 انجام عملیات بی بار کردن محمولههای سنگین از خودرو، نیازمند مهارت بالا و رعایت نکات ایمنی برای جلوگیری از بروز حوادث ناگهانی است.
💡 هدف از این جلسه، بی بار کردن فشارهای روانی و استرسهای ناشی از کار سخت در محیطهای پر تنش و پر مشغله است.
💡 فرآیند بی بار کردن محمولههای سنگین از کشتی در بندر، نیازمند دقت بسیار بالا و استفاده از جرثقیلهای غولآسا و پیشرفته است.