لغت نامه دهخدا
بوریاپاره. [ رَ / رِ] ( اِ مرکب ) حصیرپاره. حصیر. ( فرهنگ فارسی معین ).
بوریاپاره. [ رَ / رِ] ( اِ مرکب ) حصیرپاره. حصیر. ( فرهنگ فارسی معین ).
( اسم ) حصیر پاره حصیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوریا با حریر پیوسته بر هم از لیف پارهای بسته
💡 از کارگه حریر زن لاف خس پاره مکن چو بوریا باف
💡 به خدای ار مرا در این زندان جز یکی پاره بوریا باشد