بو الو

لغت نامه دهخدا

بوالو. [ ل ُ ] ( اِخ ) بوآلو. دپرئو نیکلا شاعر و منتقدفرانسوی متولد در پاریس 1636 متوفی بسال 1711 م. نویسنده هجویات، مکاتیب ( اپیر )، هنر شاعرانه و غیره. وی به تقلید هوراس لاتینی، هم خود را مصروف شعر اخلاقی و هجایی کرد و مخصوصاً در انتقاد ادبی زبردست بود. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( بو آلو ) بو آلو دسپرو نیکلا شاعر و منتقد فرانسوی متولد در پاریس ۱۶۳۶ متوفی بسال ۱۷۱۱ م. نویسند. هجویات مکاتب. هنر شاعرانه. و غیره. وی به تقلید هوراس لاتینی هم خود را مصروف شعر اخلاقی و هجایی کرد و مخصوصا در انتقاد ادبی زبردست بود.

جمله سازی با بو الو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاک در چشمش اگر نعمت الوان خواهد هر که را لخت دلی بر سر مژگان باشد

💡 اشتها کامل چو شد، خون نعمت الوان بود چون گران شد خواب، صائب بالش خارا سرست

💡 همچنین به تازگی این هلدینگ مجموعه الو پیک را نیز خریداری کرده است.

💡 نظر به نعمت الوان چرا سیاه کند؟ به خون چو لاله زند هر که نان سوخته را

💡 اگر از نعمت الوان نتوان کام گرفت مغتنم ‌گیر که دندان به جگر نزدیک است