بزرگ اثار

مترادف‌ها

شاهکارها

لغت نامه دهخدا

( بزرگ آثار ) بزرگ آثار. [ ب ُ زُ ] ( ص مرکب ) آنکه اثر عظیم و مهم دارد.دارنده آثار عظیم. با نشانه های نامور:
آفرین بر یمین دولت باد
آن بلنداختر بزرگ آثار.فرخی.

فرهنگ فارسی

( بزرگ آثار ) آنکه اثر عظیم و مهم دارد دارنده آثار عظیم.

جمله سازی با بزرگ اثار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 روبنس از تحسین‌کنندگان بزرگ آثار لئوناردو داوینچی بود. روبنس با استفاده از حکاکی که 50 سال پس از شروع پروژه خود در نبرد انگیاری انجام شد، روبنس نقاشی استادانه ای از نبرد انجام داد که اکنون در موزه لوور پاریس است. سالواتوره ستیس، باستان شناس و مورخ هنر، می گوید: «این ایده که یک نسخه باستانی از یک اثر هنری گم شده می تواند به اندازه اصل آن مهم باشد، برای محققان آشناست.

💡 آپولونیوس: هندسه‌دان کبیر باستان و واضع رسمی مقاطع مخروطی که نام‌های یونانی بیضی، سهمی و هذلولوی به وسیله او به این شکل‌های هندسی داده شده‌است. دیوفانتوس: این ریاضی‌دان، دارای نبوغ عجیبی در نظریه جبری اعداد بود و مسائل ارائه شده توسط او در بسط جبر و نظریه اعداد اهمیت بسیاری دارند. پاپوس: شارح بزرگ آثار هندسه‌دانان یونانی که ما قسمت عمده دانش خود را از هندسه یونان باستان، به رساله بزرگ او مدیونیم.

💡 یک دلال بزرگ آثار هنری کلکسیونِ ارزشمندی را دور از چشم دیگران برای خود فراهم کرده‌است. او طی سال‌ها آثار هنریِ باارزش دیگران را با کم‌ترین قیمت خریداری کرده‌است. پس از مدتی، زن جوانی که دچار اختلال برزن‌هراسی است وارد زندگی او شده و آن‌ها به یکدیگر علاقه‌مند می‌شوند؛.

💡 پژوهشگران دانشگاه بر این باورند که بزرگ اثار ادبی دوران کلاسیک، بازتاب‌دهنده پیچیدگی‌های اجتماعی و فرهنگی آن عصر بسیار خاص و منحصربه‌فرد هستند.

💡 برای درک عمیق تاریخ هنر، مطالعه بزرگ اثار هنرمندان دوران رنسانس که با ظرافت تمام خلق شده‌اند، الزامی و بسیار ضروری به نظر می‌رسد.

💡 او تمام عمر خود را وقف تحلیل و بررسی بزرگ اثار فلسفی گذشتگان کرد تا بتواند حقیقتی تازه از میان واژگان استخراج کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران