در نظام موسیقی ایرانی، اگرچه گاه به عنوان عنصری لحنی فرعی در نظر گرفته میشود، اما جایگاهی بنیادین در تبیین ساختار دستگاهها و گوشهها دارد. صفیالدین ارموی، یکی از برجستهترین نظریهپردازان موسیقی در قرون میانه، این آوازهها را در شش دسته مشخص تعریف کرده و هر یک را به نغمات اصلی (دستگاهها یا مقامات اصلی) و نغمات فرعی دیگر مرتبط ساخته است. این دستهبندی نه تنها بیانگر یک رابطه سلسله مراتبی بین نغمات است، بلکه نشاندهنده پیچیدگی و ارتباط ارگانیک میان اجزای سازنده موسیقی ایرانی در آن دوره تاریخی است.
شش آوازهای که توسط صفیالدین ارموی نام برده شدهاند، عبارتند از: گردانیه که از ترکیب نغمه «راست» و «عشاق» (نغمه نهم) مشتق شده است؛ گَوِشت که ریشه در «نوا» و «حجاز» (نغمه نهم) دارد؛ مایه که از ادغام نغمه «کوچک» و «عراق» (نغمه پنجم) حاصل آمده؛ نوروز که از پیوند «ابواسلیک» و «حسینی» (نغمه چهارم) منشعب میگردد؛ سلمک که با تکیه بر «زنگوله» و «اصفهان» (نغمه یازدهم) شکل گرفته است؛ و سرانجام شهناز که از ترکیب «رهاوی» و «بزرگ» (نغمه ششم) به وجود آمده است. این تعاریف نشاندهنده دقت نظری در تفکیک و نامگذاری زیرمجموعههای ملودیک هستند.
( آوازه ) آوازه. [ زَ / زِ ] ( اِ ) آوا. آواز. صوت:
دل چو خم چند برآوازه نهی
ناید آواز جز از خم تهی.جامی.مشو غافل ز گردیدن که روزی در قدم باشد
همین آوازه می آید ز سنگ آسیا بیرون.صائب. || خبر. آگاهی. اطلاع:
بدین آوازه هرجائی که شاهیست
بغایت ناشکیب و بی قرار است.مسعودسعد.ناگه یارم بی خبر و آوازه
آمد بر من بلطف بی اندازه
گفتم که چو ناگه آمدی عیب مکن
چشم تر و نان خشک و روی تازه.محمدبن یحیی ̍. || صیت و شهرت مطلق. ذکر. چاو. ( زمخشری ). چَو:
بر اینگونه بر نام وآوازه رفت
ازیرا که او را پسر بود هفت.فردوسی.و نام و آوازه عهد همایون... بر امتداد ایام و مخلد گردانید. ( کلیله و دمنه ).
آوازه فراخ شد بعالم
درگاه تو را به تنگ باری.خاقانی.در آن سال آوازه بود. ( تاریخ طبرستان ). و هم در آن مدت آوازه افتاد که خوارزمشاه... فرمان یافت. ( تاریخ طبرستان ).
چو بهمن بزابلستان خواست شد
چپ افکند آوازه وز راست شد.سعدی.بنیکی و بدی آوازه در بسیط جهان
سه کس برند، غریب و رسول و بازرگان.سعدی. || شهرت نیک. صیت و ذکر جمیل. نام نیک.نام آوری. نام:
مر او را سزد گر گواهی دهند
که معنی و آوازه اش همرهند.سعدی.که حاتم بدان نام و آوازه خواست
ترا سعی و جهد ازبرای خداست.سعدی.ور آوازه خواهی در اقلیم فاش
برون حله کن گو درون حشو باش.سعدی.فضل باید برای آوازه
اصل ناید برون ز دروازه.مکتبی. || شهرت بد. بدنامی:
زنامهربانی که در دورتست
همه عالم آوازه جور تست.سعدی.کی آنجا دگر هوشمندان روند
چو آوازه رسم بد بشنوند؟سعدی. || غناء. نوا. سرود. صوت حسن. || زمزمه. || نغمه. آهنگ. لحن. آواز.
- آوازه خوان؛ مغنی. مغنیه.
- آوازه شدن؛ مشهور گشتن. مایه عبرت گشتن: فان گفت هرگز مباد که من بر ملک برتری جویم و ترا چون بنده ام ایستاده بفرمان و اگر ملک چنین سخن گوید و فرماید خویشتن بسوزم تا در جهان آوازه شوم. ( مجمل التواریخ ).
- آوازه گشتن؛ آواز گشتن. شهرت یافتن. مشهور شدن. سَمَر گشتن.
( آوازه ) (زِ ) ( اِ. ) ۱ - صیت، شهرت. ۲ - صوت، آوا. ۳ - نغمه، ترانه.
افگندن ( ~. اَ گَ دَ ) (مص م. ) ۱ - شهرت دادن. ۲ - شایعه کردن.
( آوازه ) ۱. صیت، شهرت: به نیکی و بدی آوازه در بسیط جهان / سه کس برند رسول و غریب و بازرگان (سعدی: ۷۵۱ ).
۲. بانگ، صوت.
۳. نغمه.
( آوازه ) ( اسم ) ۱ - صوت آوا آواز. ۲ - نغمه ترانه نوا. ۳ - هر یک از دستگاههای اصلی موسیقی. ۴ - خبر آگاهی اطلاع. ۵ - صیت شهرت.
آواز: بانگ، صوت، نغمه، صیت، شهرت
اسم: آوازه (دختر) (فارسی) (تلفظ: āvāze) (فارسی: آوازه) (انگلیسی: avaze)
معنی: نغمه، ترانه، نوا، آگاهی، شهرت نیک، نام آوری، ( در موسیقی ایرانی ) ( در قدیم ) دستگاه
آوازه. آوازه ( ترکمنی: Awaza milli syýahatçylyk zolagy ) منطقه بین المللی گردشگری ترکمنستان در استان بلخان و در ساحل شرقی دریای خزر می باشد.
این منطقه در ۱۰ کیلومتری غرب شهر ترکمن باشی قرار دارد و هتل های متعدد پنج ستاره و مناطق مختلف شنا در طول ساحل در این منطقه ساخته شده اند. از هتل های معروف این منطقهٔ گردشگری می توان به هتل باشگاه قایق سواری تولقون، شاه مکان، یۆپک یولی ( راه ابریشم )، برقرار، حاصل، نفتچی، قووات و لب آب اشاره نمود.
این منطقه تاکنون میزبان چندین کنفرانس منطقه ای و بین المللی همچون کنفرانس همکاری های اقتصادی کشورهای حاشیه دریای خزر بوده است.
آوازه. در موسیقی لحنی فرعی است و شش نوع دارد که صفی الدین اُرْمَوی آن ها را به شرح زیر نام برده است: گردانیه مشتق از راست و عشاقِ نغمۀ نهم، گَوِشت مشتق از نوا و حجاز نغمۀ نهم، مایه مشتق از کوچک و عراق نغمۀ پنجم، نوروز مشتق از ابواسلیک و حسینی نغمه چهارم، سلمک مشتق از زنگوله و اصفهان نغمه یازدهم، شهناز مشتق از رهاوی و بزرگ نغمۀ ششم. گاهی آوازه در معنای مقام نیز به کار رفته است.