لغت نامه دهخدا
انقلاب کردن. [ اِ ق ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دگرگون کردن:
ساری گفتا که هست سرو زمن پای لنگ
لاله ازو به که کرد دشت بدشت انقلاب.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 44 ).
انقلاب کردن. [ اِ ق ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دگرگون کردن:
ساری گفتا که هست سرو زمن پای لنگ
لاله ازو به که کرد دشت بدشت انقلاب.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 44 ).
دگرگون کردن
💡 پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، برگزاری نمازهای جمعه شکوفا شد و ستادها و نهادهایی موظّف به «باشکوه» کردن آن شدند. اهمیت این مراسم در سخنان هر دو رهبر جمهوری اسلامی ایران، بیان شده است. روز ۵ مرداد ۱۳۵۸/ ۲۷ ژوئیه ۱۹۷۹ روزی میدانند که نخستین «نماز جمعهٔ رسمی تهران پس از برپایی جمهوری اسلامی» برگزار شد که امام آن محمود طالقانی و مکان آن دانشگاه تهران بود.
💡 کوبا در سال ۱۹۵۸ با استفاده از استاندارد NTSC و تجهیزات RCA در شبکه ۱۲ هاوانا، دومین کشور جهان در زمینه ارائه برنامههای تلویزیونی رنگی، معرفی شد؛ ولی پخش این برنامهها در سال ۱۹۵۹ در زمان انقلاب کوبا و تعطیلی ایستگاههای تلویزیونی متوقف شد و در سال ۱۹۷۵ با وارد کردن تجهیزات از NEC ژاپن و SECAM جماهیر شوروی که مطابق با استاندارد NTSC بودند، از سرگرفته شد.