لغت نامه دهخدا
انبست. [ اَم ْ ب َ ] ( ص ) غلیظ و بسته شده. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). چیزی که بسته و سفت شده باشد مانند ماست و شیره و خون و غیره. غلیظ و بسته شده. انبسته. ( فرهنگ فارسی معین ). || هنگفت. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به انبسته شود.
انبست. [ اَم ْ ب َ ] ( ص ) غلیظ و بسته شده. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). چیزی که بسته و سفت شده باشد مانند ماست و شیره و خون و غیره. غلیظ و بسته شده. انبسته. ( فرهنگ فارسی معین ). || هنگفت. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به انبسته شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آنبستان گه تخم مهر کارد که جای سنبل و گل برف بارد