امیختنی
مترادفها
آمیختنی، مخلوطشدنی
متضادها
غیرقابل ترکیب
لغت نامه دهخدا
( آمیختنی ) آمیختنی. [ ت َ ] ( ص لیاقت ) درخور آمیختن. ازدرِ آمیختن. که آمیختن آن ناگزیر بود.
جمله سازی با امیختنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خاکستر ما و تو گر افتیم بدوزخ ایشیخ پس از سوختن آمیختنی نیست