امد کار

فرهنگ معین

( آمد کار ) ( ~. ) (ص. ) خجستگی، فرخنده.

جمله سازی با امد کار

💡 آن موکل شد برآب آن یک به باد بستن آمد کار این آن را گشاد

💡 چونک غم‌ بینی تو استغفار کن غم بامر خالق آمد کار کن

💡 بدید از دور شوی خویشتن را ز شادی سجده آمد کار زن را

💡 دل فال زد برندی نام قدت بر آمد کار صواب باشد هر جا الف بر آید

💡 گر یک سرِ ناخنت پدید آمد کار در کار شو و به ناخن اندوه مجوی