لغت نامه دهخدا
( ام عزة ) ام عزة. [ اُم ْ م ِ ع ِزْ زَ ] ( ع اِ مرکب ) آهوی ماده. ( از المرصع ).
( ام عزة ) ام عزة. [ اُم ْ م ِ ع ِزْ زَ ] ( ع اِ مرکب ) آهوی ماده. ( از المرصع ).
💡 نزديك به نيم قرن از غروب دانشور بزرگ فيلسوف گمنام آية الله سردار كابلى (ره) مى گذرد. هنوز هم ارباب خرد و دانش در فراق سردار مى سوزند و تنها از نظرات وىدر محافل و سمينارهاى علمى بهره مى جويند. يكى از آن سرداران نام آور معاصر، حكيمبزرگوار علامه آية الله حسن زاده آملى - دام عزه - است كه بارها در دروس هيئت و حكمت خوداز عظمت علمى سردار كابلى با اين جملات قدردانى نموده است:
💡 زندگانی خداوند دراز باد! این تخت سلطان مسعود است که برآن نشستهای، و در غیب چنین چیزهاست و نتوان دانست که دیگر چه باشد. هشیار باش و از ایزد عزه و ذکره بترس و داد ده و سخن ستم رسیدگان و درماندگان بشنو و یله مکن که این لشکر ستم کنند، که بیداری شوم باشد. و… طغرل گفت: «ما مردمان نو و غریبیم و رسمهای تازیکان ندانیم».
💡 دو بار زن گرفت. دو پسر به نامهای (غازی، محمد) و سه دختر به نامهای (رافعه، عزه و راجحه) داشت.
💡 (( ((بسم اللّه الرحمن الرحيم، يا عزيز، العز فى عزه، يا اعز عزيز فى عزه و ياعزيز اعزنى بعزك، و ايدنى بنصرك، و ادفع عنى همزات الشياطين و ادفع عنىبدفعك و امنع بصنعك، و اجعلنى من خيار خلقك، يا واحد، يا احد، يا فرد، يا صمد...)).))
💡 زندگانی خداوند دراز باد! این تخت سلطان مسعود است که برآن نشستهای، و در غیب چنین چیزهاست و نتوان دانست که دیگر چه باشد. هشیار باش و از ایزد عزه و ذکره بترس و داد ده و سخن ستم رسیدگان و درماندگان بشنو و یله مکن که این لشکر ستم کنند، که بیداری شوم باشد. و… طغرل گفت: «ما مردمان نو و غریبیم و رسمهای تازیکان ندانیم».
💡 شرافت و حرمت مؤ من را پيامبر عليه السلام در قيام بهليل و بى نيازى از مردم معرفى كرده و فرمود: شرف المومن قيامهبالليل و عزه استغناوه عن الناس. شرف مؤ من در شب زنده دارى او به عبادت خدا است وعزتش در بى نيازى او از مردم است.