لغت نامه دهخدا
ام درزه. [ اُم ْ م ِ دَ زَ ] ( ع اِ مرکب ) جهان. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). عالم. ( ناظم الاطباء ). دنیا. ( از المرصع ). و رجوع به درزه شود.
ام درزه. [ اُم ْ م ِ دَ زَ ] ( ع اِ مرکب ) جهان. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). عالم. ( ناظم الاطباء ). دنیا. ( از المرصع ). و رجوع به درزه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سطح درزهها در بسیاری از موارد یک سطح مستوی است و در حالت کلی آن را به صورت یک صفحه در نظر میگیرند. لذا برای مشخص کردن آن کافی است که شیب و امتداد صفحه درزه را مشخص نمود. شیب و امتداد درزه نیز مانند شیب و امتداد لایهها اندازهگیری و بیان میشود.
💡 درزه راهی برای دخول آب در سنگها به وجود میآورد و عمل فرسایش را تسریع میکند. دهانه بسیاری از درزهها بسته است ولی در اثر هوازدگی این دهانهها وسیعتر شده و در نهایت به یک شکاف باز تبدیل میگردد.
💡 درزهها ممکن است به صورت شکستگیهای خالی یا پر از مواد و رسوبات یافت شوند. درزههایی که توسط مواد رسوبی پر شدهاند، رگه و درزههایی که توسط ماگما پر شدهاند آذرینتیغه (دایک) نامیده میشوند.
💡 سنگ اُپال یک کانیوار ژلهمانند است که در دمایی نسبتاً پایین تهنشین گردیده و میتواند در شکافها و درزه های تختهسنگهای آذرین شکل بگیرد. این سنگ بیشتر در شکافهای لیمونیت، ماسهسنگ، ریولیت، مارن و بازالت شکل میگیرد.
💡 درزهها عامل مهمی در کنترل شکل زمینچهرها هستند. بیشتر زمینچهرهای گرانیتی مانند گنبدها (نظیر کوه استون در ایالت جورجیای آمریکا و اولورو در استرالیا) و قلههای سنگی منفرد (مانند صخرههای هایتور در دورتمور بریتانیا) توسط درزهها کنترل میشوند.