لغت نامه دهخدا
( آلوبخارا ) آلوبخارا. [ ب ُ ]( اِ مرکب ) آلوبخارایی. قسمی آلو برنگ سرخ و بطعم ترش یا میخوش که پوست آن را کَنند و در خیک یا ظروف دیگر کنند و بشهرها برند. اجاص. آلو خراسانی. برقوق.
( آلوبخارا ) آلوبخارا. [ ب ُ ]( اِ مرکب ) آلوبخارایی. قسمی آلو برنگ سرخ و بطعم ترش یا میخوش که پوست آن را کَنند و در خیک یا ظروف دیگر کنند و بشهرها برند. اجاص. آلو خراسانی. برقوق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پنبه و آلو از مهمترین دستاوردهای کشاورزی بخارا بهشمار میآیند، چنانکه آلوبخارا در ایران به گونهٔ کامل شناخته شدهاست.
💡 باغداری، یکی از پیشههای مرسوم، قدیمی و درآمدزا در روستای کاشیدار است. در اطراف و داخل روستای کاشیدار باغهای زیاد وجود دارد. از جمله مهترین محصولات این منطقه گیلاس، آلوبخارا، آلبالو، زردآلو، هلو و گردو میباشد. ارتفاع این منطقه از سطح دریا و برخورداری از اقلیم کوهستانی و سردسیر، شرایط این منطقه را برای کشت آلبالو و گیلاس مطلوب ساخته است.
💡 از محصولات عمده کشاورزی مشکان میتوان به: زعفران- آنغوزه- گردو - بادام - انگور - زرد آلو - به - آلوبخارا - انجیر و… نام برد.