افشای راز زلیخا

«افشای راز زلیخا» به داستانی در قرآن اشاره دارد که در آن حضرت یوسف (علیه‌السلام) از خواسته‌های نامشروع زلیخا، همسر عزیز مصر، پرده برمی‌دارد. زلیخا به یوسف تمایل داشت و او را به سوی خود دعوت می‌کرد، اما یوسف با ایمان و تقوای خود به خداوند پناه می‌برد و از این خواسته‌ها دوری می‌گزیند. در این داستان، زلیخا به خاطر بی‌اعتنایی یوسف به خواسته‌هایش، او را تهدید به زندان می‌کند. وقتی که زلیخا و یوسف در حال فرار از یکدیگر بودند، پیراهن یوسف از پشت پاره می‌شود و این موضوع به عنوان دلیلی بر بی‌گناهی یوسف مطرح می‌شود. در این میان، شاهدی از خانواده زلیخا شهادت می‌دهد که اگر پیراهن یوسف از جلو پاره شده باشد، او بی‌گناه است. در نهایت، زلیخا با کمال بی‌پروایی دستور می‌دهد که یوسف به زندان بیفتد. یوسف در این شرایط به خداوند پناه می‌برد و از او می‌خواهد که او را از مکر و نیرنگ زنان دور کند. خداوند دعای او را مستجاب می‌کند و یوسف را از این آزمایش نجات می‌دهد. این داستان نشان‌دهنده قدرت ایمان و تقوای یوسف است که در برابر وسوسه‌ها و تهدیدها ایستادگی می‌کند و در نهایت به عنوان یک پیامبر و الگو برای دیگران شناخته می‌شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] افشای راز زلیخا (قرآن). یوسف علیه السّلام از تمنای نامشروع زلیخا از او پرده برداشت.
ولقد همت به... •(آن زن قصد او کرد؛ و او نیز -اگر برهان پروردگار را نمی دید- قصد وی می نمود! اینچنین کردیم تا بدی و فحشا را از او دور سازیم؛ چرا که او از بندگان مخلص ما بود!) واستبقا الباب وقدت قمیصه من دبر والفیا سیدها لدا الباب قالت ما جزاء من اراد باهلک سوءا... •(و هر دو به سوی در، دویدند (در حالی که همسر عزیز، یوسف را تعقیب می کرد)؛ و پیراهن او را از پشت (کشید و) پاره کرد. و در این هنگام، آقای آن زن را دم در یافتند! آن زن گفت: «کیفر کسی که بخواهد نسبت به اهل تو خیانت کند، جز زندان و یا عذاب دردناک، چه خواهد بود؟!») قال هی رودتنی عن نفسی...((یوسف) گفت: «او مرا با اصرار به سوی خود دعوت کرد!» و در این هنگام، شاهدی از خانواده آن زن شهادت داد که: «اگر پیراهن او از پیش رو پاره شده، آن آن راست می گوید، و او از دروغگویان است.)
زندانی شدن حضرت یوسف
زلیخا که بر اثر بی اعتنایی یوسف به خواسته های نامشروعش، سخت عصبانی بود، با کمال بی پروایی در حضور زنان مشهوری که آنها را به کاخ خود مهمان کرده بود اعلام کرد: «اگر این شخص (یوسف) به آن چه دستور می دهم، اعتنا نکند، به زندان خواهد افتاد (و قطعاً او را زندانی می کنم) آن هم زندانی که در آن خوار و حقیر گردد.» زلیخا دید با این تهدیدها و گستاخی ها نیز هرگز نمی تواند یوسف(علیه السلام) را تسلیم خود سازد، لذا رسماً دستور داد تا یوسف(علیه السلام) را زندانی کنند.ولی بینش یوسف(علیه السلام) در مقابل این دستور، چنین بود که به خدا پناه برد، و به درگاه او چنین عرض کرد:پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آن چه این زنان مرا به سوی آن می خوانند، اگر مکر و نیرنگ آنان را از من باز نگردانی، به سوی آنان متمایل خواهم شد، و از جاهلان خواهم بود.» خداوند دعای یوسف(ع)را اجابت کرد، و مکر و نیرنگ زنان را از او بگردانید.» آری یوسف، زندانشهر را به آلودگی زندان شهوت ترجیح داد، خداوند هم دعای او را مستجاب کرد و مکر و کید زنان را از او دور نمود. آری، خداوند شنوا و دانا است. بنده پاکش را فراموش نخواهد کرد. به این ترتیب یوسف(علیه السلام) تحت تأثیر محیط و جوّ واقع نشد، در همان زندان، بت پرستان را به سوی خدای یکتا دعوت می کرد، و زندان را مرکز ارشاد گمراهان قرار داده بود.

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز