افسانه گویی

لغت نامه دهخدا

افسانه گویی. [ اَ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) نقل گویی. قصه گوئی. ( ناظم الاطباء ). قصه پردازی. حکایت سازی. عمل افسانه گوی:
همه کارشان شوخی و دلبری
گه افسانه گویی گه افسونگری.نظامی.و رجوع به افسانه گو شود.

فرهنگ عمید

قصه گویی، افسانه گفتن.

فرهنگ فارسی

نقل گویی قصه گوئی قصه پردازی

جمله سازی با افسانه گویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چند گویی بس نما افسانه عاشق نیستی در تمنای تو (صامت) را زبان با دل یکی‌ست

💡 اما لحن موعظه‌گرانه کتاب، سبک داستانی و هدف آن که قصد دارد بنیان‌گذار شاهنشاهی ایران را فرمانروایی آرمانی نشان دهد که گویی جانشینان بعدی‌اش از میراث وی منحرف شده‌اند، حاکی از آن است که واقعیت‌های تاریخی تابع هدف بزرگتری قرار گرفته‌اند، طوری‌که جدا کردن واقعیت از افسانه دشوار می‌نماید.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز