اشوب طلب

لغت نامه دهخدا

( آشوب طلب ) آشوب طلب. [ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) فتنه جو. انقلاب خواه.

فرهنگ عمید

( آشوب طلب ) ۱. فتنه جو.
۲. خواهان شورش و انقلاب.

فرهنگ فارسی

( آشوب طلب ) ( اسم ) فتنه جو طرفدار هرج و مرج طرفدار شورش.
فتنه جو

جمله سازی با اشوب طلب

💡 به دعوت شواری تبلیغات اسلامی و سپاه پاسداران و با تبلیغات گسترده صداوسیما عده‌ای در اعتراض به آنچه آشوب طلبی می‌نامیدند در تظاهراتی در میدان ولیعصر شرکت کردند. تعداد تظاهرات کنندگان ده‌ها هزار تن اعلام شد. شعارهای تظاهرات کنندگان «حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست»، «مرگ بر منافق»، «منافق مسلح اعدام باید گردد»، «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، «مرگ بر آمریکا» و «ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند» بود.

💡 اصولا اين جهان صحنه آزمايش است و ناگزير بايد خود را آماده مقابله با حوادث ورويدادهاى سخت و ناگوار كنيد، و اين در حقيقت هشدار و آماده باشى است به همه مسلمانانكه گمان نكنند حوادث سخت زندگى آنها، پايان يافته و يا مثلا با كشته شدن كعب بناشرف، شاعر بد زبان پرخاشگر و آشوب طلب، ديگر ناراحتى و زخم زبان از دشمننخواهند ديد.

سن سون یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز