اسپید زر

لغت نامه دهخدا

اسپیدزر. [ اِ زَ ] ( اِ مرکب ) پلاتین. پلاطین.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پلاتین زرسفید طلای سفید. توضیح این کلمه ساخت. علامه دهخداست.

جمله سازی با اسپید زر

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به اسپیدی اشاره کرد.

💡 به کسانی که در مسابقات جهانی مکعب روبیک انواع مکعب‌های روبیک را سریع و در مدت زمان کمی حل می‌کنند اسپید کیوبر (Speed Cuber) گفته می‌شوند.

💡 ۴۵- کل آب اسپید (۴۰۸۰ متر) : نام خود از چشمهٔ آب اسپید که در جبهه غرب آن قرار دارد گرفته است. (کل در زبان محلی به بلندترین نقطه گفته می‌شود)

💡 چو پرّ باز بود اسپید روز از روشنی آوخ که ابر تیره تاری‌تر نمود از چشم شاهینش

💡 آندشت: این گیاه در کوه رگ اسپید می‌روید و بادبر (بادشکن) است. مزه تند شبیه پیاز دارد و بوته اش شبیه لیزک است.