استعمال لفظ در شخص

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] استعمال لفظ در شخص بر اطلاق لفظ و اراده شخص آن لفظ اطلاق می شود.
استعمال لفظ در شخص، از اقسام استعمال لفظ در لفظ و به معنای اطلاق لفظ و اراده شخص آن است.در این نوع استعمال، لفظی بر زبان آورده شده و خود آن اراده می شود، نه نوع، صنف و یا مثل آن، مانند آن که گفته شود «زید لفظ» و از آن، شخص کلمه زید قصد شود؛ یعنی لفظ زید، لفظ است.
دیدگاه اصولیون
درباره استعمال لفظ در شخص، میان اصولیون اختلاف است.برخی مانند مرحوم « صاحب فصول » معتقدند صحت اطلاق مذکور بدون تأویل و تصرف، محل اشکال است، زیرا یا اتحاد دال و مدلول پیش می آید و یا مستلزم ترکیب قضیه از دو جزء خواهد بود، که هر دو باطل است. برخی دیگر هم چون مرحوم « صاحب کفایة » معتقدند استعمال لفظ در شخص، استعمال نیست.

جمله سازی با استعمال لفظ در شخص

(فحشاء) از ماده (فحش ) به معنى هر كارى است كه از حداعتدال خارج گردد و صورت (فاحش ) به خود بگيرد، بنابراينشامل تمامى منكرات و قبائح واضح و آشكار مى گردد، اما اينكه مى بينيم اين لفظ امروزدر مورد اعمال منافى عفت يا در مورد گناهانى كه حد شرعى دارد به كار مى رود در واقعاز قبيل استعمال لفظ كلى در بعضى از مصاديق آن است.
بعدها به تدریج نام شعوبیه بر هر دو گروه گذاشته شد و گروه اخیر، پایه‌گذار نهضتی شد که به تحصیل استقلال ایرانیان در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و ادبی منتهی گشت. استعمال لفظ شعوبیه به معنای مخالفان قوم عرب، به احتمال زیاد به بعد از سال ۱۳۲ ه‍.ق و دوران حکومت بنی‌عباس بازمی‌گردد.
و از آنجا كه (رفيع ) در لغت به هر دو معنى آمده است آيه فوق به هر يك از دو معنىممكن است تفسير شود، ولى از آنجا كه تناسب بحث در آيات با مساءله پاداش به اعطاىدرجات عالى به بندگان صالح است معنى اول مناسبتر به نظر مى رسد هر چند به عقيدهما كه استعمال لفظ را در بيش از يك معنى جايز مى دانيم جمع ميان هر دو تفسير بى مانعاست، مخصوصا در مورد آيات قرآن كه الفاظ آن مفاهيم وسيع و گسترده اى دارد.
قابل استفاده است، روى اين حساب ما معتقديم، هيچ مانعى ندارد كه آيه فوق داراى هر سهتـفـسـيـر بـاشـد كـه هـر كـدام در جـاى خـود، صـحـيـح وكامل است، و بارها گفته ايم استعمال لفظ در بيش از يك معنى نه تنها ايراد ندارد بلكهگـاهـى دليـل كـمـال فـصـاحـت است، و اينكه در روايات مى خوانيم: (قرآن داراى بطونمختلفى است ) نيز ممكن است اشاره به همين معنى باشد.
بايد توجه داشت كه اين مفاهيم سه گانه با هم منافات و تضادى ندارند، و ممكن است همهدر مـفـهـوم آيـه جـمـع شـونـد، چـرا كه استعمال لفظ واحد در اكثر از معنى نزد ما هيچ مانعندارد.
پس معلوم شد كه استعمال لفظ (كلام ) و لفظ(قول ) در موارد غير بشرى استعمالى حقيقى است، و هيچ مجازى در كار نيست، براىاينكه غرض از كلام و قول كه همان تفهيم ديگران است در كلام خدا با انبيا و ملائكه و جن،و در كلام ملائكه و جن با يكديگر موجود است، هر چند كه لوازم انسانى آن يعنى داشت نريه و دهان و حنجره و صدا در آن موارد نباشد.