فرهنگ عمید
( آزادسرو ) ۱. (زیست شناسی ) = سَروْ
۲. [مجاز] دارای قامتی چون سرو.
( آزادسرو ) ۱. (زیست شناسی ) = سَروْ
۲. [مجاز] دارای قامتی چون سرو.
اسم: آزادسرو (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: azad-sarv) (فارسی: آزادسرو) (انگلیسی: azad-sarv)
معنی: همچون سرو زیبا و بی تعلق، بزرگوار و متواضع، از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی دانا و پرهیزکار در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی
آزادسرو. آزادسَرو
به روایت شاهنامه، پیری فرزانه از ملازمان احمد بن سهل. در روزگار نصر بن احمد سامانی شهرت بسیار داشت. آزادسرو اخبار رستم را تدوین کرد و فردوسی، با استناد به روایت او داستان های رستم را به نظم درآورد. فردوسی گزارش تمام رزم ها را به گوش خود از آزادسرو نشنید، بلکه از مآخذی که در دست داشت، بهره گرفت.
💡 یکی از ردان نامش آزادسرو ز درگاه کسری بیامد به مرو
💡 جهان ملاحت سراسر تراست بگویم چو آزادسروی و راست