لغت نامه دهخدا
ارض نو. [اَ ض ِ ن َ ] ( اِخ ) موضعی است در مشرق تربت حیدریه.
ارض نو. [اَ ض ِ ن َ ] ( اِخ ) موضعی است در مشرق تربت حیدریه.
موضعی است در مشرق تربت حیدریه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوگوارانیم کز مشرق به ارض افتاده ایم مرد عشرت نیستیم اینجا که ماتم خوش ترست
💡 گر جان و روان جلوه گه صنع الهی است از چیست که این جلوه به ارض و به سما نیست
💡 دانای اسرار قدم فرمانده لوح و قلم دارنده ارض و سما هو یا علی موسی الرضا
💡 حقوق دولت ساحلی در این منطقه حقوق حاکمیت ارضی نیست، بلکه حقوقی محدود به اکتشاف و بهرهبرداری از منابع طبیعی فلات قاره است.
💡 عدم ذکر دلیل بر عدم وجود نبوده و نیست نظر بطول مدّت و انقلابات ارض باقی نمانده و از این گذشته قبل از آدم ابوالبشر قواعد تحریر و رسومیکه حال مابین ناس است نبوده و وقتی بود که اصلاً رسم تحریر نبود قِسم دیگر معمول بوده و اگر تفصیل ذکر شود بیان بطول انجامد.
💡 به موجب این پیمان دو کشور حقوق و امتیازات ارضی بیشتری برای خود در ایران قائل شدند و هزینهٔ نگاهداری نیروهای خود را در ایران نیز به گردن دولت تهران گذاشتند.