ابن شاهین عمر بن احمد

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] «ابن شاهین، ابوحفص عمر بن احمد بن عثمان» ملقب به واعظ (297-385ق)، محدث و رجالی بغداد، اصالتاً از مرورود خراسان بود. او از 11 سالگی در بغداد به استماع حدیث پرداخت و پس از سال 330ق برای استماع از محدثان دمشق به آن شهر هجرت نمود.وی سفرهایی نیز به بصره، فارس و مصر داشته است.
از جمله مهم ترین مشایخ ابن شاهین در حدیث می توان از ابوبکر بن ابی داوود، ابوالقاسم بغوی و محمد بن محمد باغندی نام برد. او در قرائت نیز از ابن ابی داوود، ابن مجاهد، ابوبکر نقاش و احمد بن مسعود زهری بهره جست.
لازم به ذکر است که ابن شاهین نخستین بار در 332ق در بصره حدیث گفته است. برخی از رجال شناسان بر وثاقت ابن شاهین در نقل حدیث نیز تصریح کرده اند. خطیب بغدادی ذهبی معتقد است که ابن شاهین به غوامض و مشکلات حدیث احاطه نداشت و جمعی از اهل حدیث سهل انگاری و اشتباهات وی را گوشزد کرده اند و در منابع اشاره شده که وی دانش چندانی در فقه نداشته است.
راویان بسیاری از جمله پسرش عبیدالله بن عمر، محمد بن ابی الفوارس، هلال بن محمد حفار، احمد بن محمد بَرْقانی و ابوسعد مالینی از او استماع حدیث کرده اند و حسین بن علی طناجیری از وی قرائت آموخته است.
او در بغداد وفات یافت و در باب حرب کنار قبر احمد بن حنبل مدفون شد.
ابن شاهین دارای آثار بسیاری بوده که شمار آنها را تا 330 عنوان ذکر کرده اند. از آن جمله است:

جمله سازی با ابن شاهین عمر بن احمد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفته كه: دارقطنى ابوالحسن، على بن عمر بن احمد بغدادى، حافظ مشهور، صاحبتصانيف، روايت كرده از بغوى و طبقه او حاكم او را ذكر كرده و گفته كه: (او، اوحدعصر خود بود در حفظ و فهم و ورع و امام بود در قراء و نحاة؛ او را ملاقات نمودم برتراز آن بود كه براى من وصف كردند.)

💡 و قريب به آن را از ابى اسحق روايت كرده و شيخ حديثاهل سنت، ابوالحسن دارقطنى شافعى، روايت كرده و جماعت بسيارى كه ذكر اسامى آنها راخواهيم كرد بر او اعتماد كردند و ما آن خبر را به نحوى كه گنجى شافعى در كتاب بياننقل كرده ذكر كنيم. در آنجا گفته كه: (باب نهم، در تصريح پيغمبر صلى الله عليهو آله به اين كه مهدى عليه السلام از فرزندان حسين عليه السلام است ) خبر داد ما راابوحافظ الحجاج، يوسف بن خليل بن عبداللّه دمشقى، به اين كه خوانده مى شد و منگوش مى كردم در شهر حلب، گفت: خبر داد مرا ابوالفتح ناصر بن محمّداسماعيل بن فضل سراج، خبر داد مرا ابوطاهر محمّد محمّد بن احمدبن عبدالرحيم، خبر داد مراحافظ، شيخ اهل حديث و قدوه ايشان در نقل، ابوالحسن على بن عمر بن احمد بن مهدى بنمسعود شافعى معروف به دارقطنى، حديث كرد ما را احمدبن محمّدبن سعيد، حديث كرد ما راابراهيم بن محمّد بن اسحق بن يزيد، حديث كرد ما راسهل بن سليمان از ابى هارون عبدى، گفت: (رفتم نزد ابى سعيد خدرى.)