ابن ابی بکر

لغت نامه دهخدا

ابن ابی بکر. [ اِ ن ُ اَ ب َ ] ( اِخ ) ابوالفتح محمد یعمری ( 661-734 هَ.ق. ). در فقه و سایر علوم ید طولی داشته. عیون الاثر فی فنون المغازی والشمائل و السیر، سمراللبیب بذکر الحبیب و منح المدح از جمله تصنیفات اوست.

فرهنگ فارسی

در فقه و سایر علوم ید طولی داشت

جمله سازی با ابن ابی بکر

💡 آن‌ها ابتدا از آل بویه و سپس از سلجوقیان اطاعت می‌کردند تا اینکه در زمان حسام الدین شوهلی، حاکم لرستان و خوزستان و از امرای سلجوقی، عده ای از امرای لر کوچک در کار حکومت وارد شدند که معروف‌ترین آنها شجاع الدین خورشید بن ابی بکر بود. حسام الدین در طول دوره زمام‌داری خود، به تدریج لرستان را نیز به تصرف درآورد و برخی از سرکردگان طایفه‌های لر را به خدمت گماشت.

💡 استاد ابوعلی دقّاق گوید اندر نزدیک استاد امام ابی بکر فورک شدم بعبادت چون مرا دید اشک از چشم وی فرو ریخت من گفتم خدای شفا فرستد و عافیت دهد ترا گفت مگر نه پنداری که از مرگ همی ترسم از آن همی ترسم که از پس مرگ باشد.

💡 ابومحمد و ابوعبدالرحمن قاسم بن محمد بن ابی بکر ملقب به دیباج در سال ۳۶ هجری قمری در مدینه متولد شد. پدرش محمد بن ابوبکر فرزند ابوبکر و از اصحاب علی بن ابی طالب بود. به گفته شیخ طوسی، قاسم از یاران زین العابدین و محمد باقر بود. وی در ۷۶ سالگی به سال ۱۰۶ هجری قمری در سرزمین «قدید» در راه حج میان مکه و مدینه درگذشت. علی بن الحسین مشهور به زین العابدین (امام چهارم شیعیان) پسرخاله او بود.

💡 این نشان از مجاهدت داد و آن از مشاهدت و مقام مجاهدت اندر جنب مقام مشاهدت چون قطره‌ای بود اندر بحری و از آن بود که پیغمبر گفت، علیه السّلام: «هل أنتَ الّا حَسَنَةٌ مِنْ حَسَناتِ أبی بکرٍ؟» پس چون وی حسنه‌ای بود از حسنات ابی بکر که عزّ اسلام بدو بود نظر کن تا عالمیان چگونه باشند.