ابراهیم بن هشام

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اِبْراهیمِ بْنِ هِشام، ابن اسماعیل بن هشام بن ولید بن مغیرۀ مخزومی (د ۱۲۵ق/۷۴۳م)، از امیران دولت اموی و دایی هشام بن عبدالملک بن مروان خلیفۀ اموی که از ۱۰۶ تا ۱۱۴ق/۷۲۴ تا ۷۳۲م بر شهرهای مدینه، مکه و طایف فرمان راند.
از زادگاه و تولد و زندگانی وی پیش از امارت بر حجاز چندان چیزی نمی دانیم، جز این که خلیفه بن خیاط
خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۲، ص۴۹۳، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م.
ابراهیم در دوران حکومت خود بر حجاز به کارهایی دست یازید که مایۀ اعتراض بزرگان آن خطّه شد و عبدالله بن عروه بن زبیر از وی به هشام بن عبدالملک شکایت کرد که چشم طمع به اموال مردم دوخته است.
مطلب بن عبداللـه زبیری، نسب قریش، ج۱، ص۲۴۶، به کوشش لوی پرووانسال، قاهره، ۱۹۵۳م.
در ۱۰۸ق/۷۲۶م ابراهیم بن هشام به فرمان هشام بن عبدالملک به جنگ رومیان رفت و یکی از دژهای آنان را گشود.
ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۱۴۰، بیروت، ۱۹۶۵م.
...

جمله سازی با ابراهیم بن هشام

💡 3 - وليد بن هشام به عمر بن خطاب گفت: هنگامى كه من به شام مسافرت كردم،پادشاهان آن جا را ديدم كه ديوانى براى محاسباتتشكيل داده و سربازگيرى و تشكيل قشون مى دادند. پس تو نيز ديوانى فراهم كن وارتشى براى مسلمانان، تشكيل بده، عمر بن خطاب پس از مشورت ها، و تصميم بهتشكيل ديوان (دفتر محاسبات مالى ) گرفت وعقيل بن ابى طالب، مخرمة بن نوفل و جبير بن مطعم را مامورتشكيل دفتر خانه و سرشمارى مسلمانان كرد. (178)

💡 حمزه در سال ششم بعثت به اسلام گروید. معروف است که او هنگام بازگشت از یکی از شکارهای خود شنید که عمرو بن هشام (مشهور به ابوجهل) به برادرزاده‌اش محمد توهین کرده؛ پس یکراست نزد عمرو بن هشام رفته، با نواختن ضربه‌ای به او گفت: «به چه جرأتی به محمد توهین می‌کنی وقتی که می‌دانی من پیرو مذهب او هستم. اگر جرأت داری جواب این ضربه را بده.»

💡 حمزه در سال ششم بعثت به اسلام گروید. معروف است که او هنگام بازگشت از یکی از شکارهای خود شنید که عمرو بن هشام (مشهور به ابوجهل) به برادرزاده‌اش محمد توهین کرده؛ پس یکراست نزد عمرو بن هشام رفته، با نواختن ضربه‌ای به او گفت: «به چه جرأتی به محمد توهین می‌کنی وقتی که می‌دانی من پیرو مذهب او هستم. اگر جرأت داری جواب این ضربه را بده.»

💡 سليمان بن هشام از سوى ابراهيم بن وليد با يكصدوبيست هزار سپاهى به نبرد بامروان حمار پرداخت و مروان تنها هشتادهزار نيروى جنگى داشت. ميان دو طرف، جنگ سختىدرگرفت. ولى سپاه مروان بر سپاه سليمان بن هشام پيروز شد و تعداد هفده هزار تن ازآنان را كشته و به همين مقدار اسير گرفتند. باقيمانده سپاه سليمان بن هشام به سوىحران، مقر خلافت ابراهيم بن وليد عقب نشينى كردند.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز