اب خوردن

لغت نامه دهخدا

( آب خوردن ) آب خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) آشامیدن آب:
هرچند خلنده ست چو همسایه خرماست
بر شاخ چو خرماش همی آب خورَد خار.ناصرخسرو.- در یک آب خوردن؛ در لحظه ای. در مدتی سخت کوتاه.

فرهنگ معین

( آب خوردن ) (خُ دَ )(مص ل. )۱ - آب نوشیدن، آشامیدن آب. ۲ - (کن. ) سرچشمه گرفتن، ناشی شدن. ۳ - هزینه برداشتن، خرج برداشتن.

فرهنگ فارسی

( آب خوردن ) ( مصدر ) آب نوشیدن آشامیدن آب. یا در یک آب خوردن. در یک لحظه در مدتی بسیار کوتاه. یا مثل آب خوردن. بسیار سهل خیلی آسان.
( آبخوردن ) آشامیدن آب

جمله سازی با اب خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به ان‌سی‌آی‌اس، دکتر هاوس، ذهن‌های مجرم، آناتومی گری، پرونده سرد، مثل آب خوردن، ناپدری، و داستان کریسمس ۲ اشاره کرد.

💡 3 - بعضى ها وقتى مى خواهند آب بياشامند دهان خود راداخل آب مى كنند مثلا سر را در جوى مى برند و آب مى خورند؛ اسلام اين نوع آب خوردن راآب خوردن بهائم خواند و از آن منع كرده است.

💡 مدت عمر ابد یک آب خوردن بیش نیست خضر خوش هنگامه ای بر آب حیوان چیده است

💡 چون سکندر می‌خورد آیینهٔ عمرش به سنگ از خضر یک آب خوردن هرکه غافل می‌شود

💡 و اسکندریه را آب خوردنی از باران باشد. و درهمه صحرای اسکندریه از آن عمودهای سنگین که صفت آن مقدّم کرده ایم افتاده باشد.

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز