اب استه

لغت نامه دهخدا

( آب استه ) آب استه. [ ] ( ) و اندر نواحی وی [ قصبه پریم در جبل قارن ] چشمه های آبست که بیک سال اندر، چندین بار بیشترین مردم این ناحیت بدانجا شوند، آب استه با نبید و رود و سرود و پای کوفتن و آنجا حاجتها خواهند از خدای و آن را چون تعبدی دارند و باران خواهند بوقتی که شان بباید. ( حدودالعالم ). معنی آب استه در این عبارت ظاهر نیست و در فرهنگها نیز یافته نشد و اگر تصحیف و تحریفی در کلمه نباشد شاید معنی ناشتا و پگاه و شبگیر یا تشنه دهد.

فرهنگ فارسی

( آب استه ) چشمه آبی است

جمله سازی با اب استه

💡 علاوه براین سیاست تهاجمی نسبت به کوبا، جان اف کندی تلاش کرد تا اتحاد برای پیشرفت را اجرا کند، یک برنامه کمک اقتصادی که در یک کنفرانس بین آمریکایی در پونتا دل استه، اروگوئه، در اوت۱۹۶۱ به امضا رسید.

💡 «استَ» و «اَستو» به زبان اوستایی، استخوان است، و استه دان، و» استودان»، جایگاه استخوان خوانده می‌شود.

💡 وقتی کسی می‌گوید "گَو مَو استه." یعنی گاو و چهارپایان دیگری از این قبیل هست.

💡 (امّا بعد فانّه من استهان بالاءمانة، و رغب فى الخيانة، و ام ينزّه (منها) نفسه و دينه،(فقد) اءخل بنفسه فى الدّنيا، و ما يشفى عليه بعد اءمر و اءبقى واءطول و اءشقى.