فتیا

لغت نامه دهخدا

فتیا. [ ف َت ْ ] ( ع اِ ) فَتْوی ̍. رجوع به فتوی شود.

جمله سازی با فتیا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هنگامی که ادیسیوس به فتیا (Phtya)، محل اقامت آشیل می‌رسد، او را در حال مبارزه با پاترکلوس، عموزاده اش می بیند، که والدین اش نیز به‌تازگی درگذشته‌اند. هنگامی که موضوع را به آن‌ها می‌گوید، پاترکلوس قبول می‌کند، ولی آشیل با رفتن مخالفت کرده و از نارضایتی‌هایش نسبت به آگاممنون نزد ادیسیوس شکایت می‌کند؛ ولی وقتی که ادیسیوسِ چرب‌زبان از جاودانگی حرف می‌زند آشیل کمی فریب او را می‌خورَد (آشیل دوست داشت تا هزاران سال بعد اسمش بر سر زبان‌ها باشد). آشیل، هنگامی که این موضوع را به مادرش می‌گوید، مادرش در پاسخ وی می گوید: اگر تو در اینجا بمانی و بچه‌دار بشوی فرزندانت و فرزندان آن‌ها تو را دوست خواهند داشت، ولی پس از مرگِ نوه‌هایت تو فراموش می‌شوی؛ ولی عمر طولانی‌ای خواهی داشت. اما اگر به تروآ بروی، جاودانه خواهی شد و هزاران سال بر سر زبان‌ها هستی؛ ولی در تروآ تو خواهی مرد.