عباءه

لغت نامه دهخدا

( عباءة ) عباءة. [ ع َ ءَ ] ( ع اِ ) نوعی از گلیم. ج، عباآت. ( منتهی الارب ). عباء. ( اقرب الموارد ). و رجوع به عباآت و عباء شود.

جمله سازی با عباءه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 1 قال على (ع ): كان فراش عباءه و كانت مرفقته ادما حشوها ليف فثنيت لخ ذات ليلهفلم اصبح قال: لقد منعنى الفراش الليله الصلاه، فامر انيجعل بطاق واحد.(141)