لغت نامه دهخدا
طیف نما. [ طَ / طِ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) اسپکترسکپ. دستگاهی که در تجزیه نور و تحقیق طیف به کار رود.
طیف نما. [ طَ / طِ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) اسپکترسکپ. دستگاهی که در تجزیه نور و تحقیق طیف به کار رود.
وسیله ای که در آن منشور بلورین قرار داده شده و برای مطالعه و تجزیۀ نور به کار می رود، اسپکترسکپ.
{spectroscope} [فیزیک] وسیله ای برای تولید و مشاهده و مطالعۀ طیف
طیف نما (spectroscope)
اسبابی برای تشکیل و تجزیه و تحلیل طیفِ تابش های گسیل شده از اجسام. ساده ترین نوع آن، طیف نمای منشوری، شامل یک موازی ساز یا کُلیماتور است که نور منبع را جمع می کند و روی لبۀ منشور شیشه ای می اندازد. طیفی را که بعد از شکستِ نور در منشور تشکیل می شود، می توان از طریق چشمی مشاهده کرد. برای تابش های فرابنفش و فروسرخ، به جای منشور از توری پراش استفاده می کنند.
💡 وقتی نور از داخل شیشه رنگی عبور میکند بعضی خطوط سیاه در طیف نما دیده میشود.
💡 این روش یک اصل مشابهی را برای چگونگی کار یک منشور در جداسازی نور سفید به طیفهای رنگی آن استفاده میکند. طیف نمای گوهرشناسی برای تجزیهٔ جذب انتخابی نور در مادهٔ گوهر بکار گرفته میشود. اساساً، زمانی که نور از محیطی به محیط دیگر عبور میکند، خم میشود. نور آبی بیشتر از نور قرمز خم میشود. میزان انحراف نور بسته به مادهٔ گوهر است. عوامل رنگ یا کروموفورها خمها را در طیف نما یا اسپکتروسکوپ نشان میدهند و عنصری را که در رنگ گوهر دخیل است را مشخص میکنند.