طنز کردن
مترادفها
شوخی کردن، هجو کردن، مسخره کردن
متضادها
جدی گرفتن
لغت نامه دهخدا
طنز کردن. [ طَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) طعنه زدن. عیبجوئی. تمسخر کردن.
فرهنگ فارسی
۱ - تمسخر کردن. ۲ - طعنه زدن سرزنش کردن.
جمله سازی با طنز کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سوریلند نام سری پویانمایی رایانهای است که از طریق شبکههای اجتماعی پخش میشود. این پویانمایی معمولاً به طنز کردن رخدادها در ایران میپردازد.
💡 نویسنده با طنز کردن اتفاقات روزمره و عادی، توانسته است کتاب بسیار جالبی بنویسد که همواره خوانندگان را به خنده واداشته است.
💡 نباید مسائل حساس اجتماعی را با طنز کردن ساده و بیمحتوا برخورد کرد، زیرا این کار ممکن است باعث توهین شود.
💡 برخی هنرمندان برای انتقال پیامهای سیاسی، از روش طنز کردن موقعیتهای موجود استفاده میکنند تا مخاطب را بهتر جذب کنند.