صابونی شدن

مترادف‌ها

لیز شدن

فرهنگستان زبان و ادب

{saponification} [شیمی] واکنشی شیمیایی که در آن یک باز یا چربی یا اسید چرب به صابون تبدیل می شود

دانشنامه آزاد فارسی

صابونی شدن (saponification)
در شیمی، هیدرولیز (شکافتن) استر بر اثر واکنش با قلیایی قوی. نتیجۀ این عمل آزادشدن الکلی مشتق از آن استر، و نیز نمک اسید چرب سازندۀ آن است. از این فرآیند در تولید صابون استفاده می کنند.

جمله سازی با صابونی شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بر اساس بود و نبود اسید چرب در ساختمان چربی‌ها آن‌ها را به دو دستهٔ لیپیدهای ساده و مرکب تقسیم می‌کنند. وجود اسید چرب در ساختمان لیپیدهای مرکب امکان تهیهٔ صابون از این ترکیبات را می‌دهد. از این رو به چربی‌های قابل صابونی شدنی (Saponifiable lipids) معروف شده‌اند. عدم وجود اسید چرب در ساختمان لیپیدهای ساده این ترکیبات را صابونی نشدنی (Non-saponifiable) می‌کند.

💡 زمین لغزنده بعد از باران شدید بسیار خطرناک شد، به طوری که با کوچکترین حرکت، تمام سطح پیاده‌رو دچار صابونی شدن و لغزندگی بسیار شدیدی شده بود.

💡 وقتی مقدار زیادی کف صابون روی زمین ریخت، سطح کف حمام به شدت دچار صابونی شدن گردید و باعث شد که او به راحتی از پای درآید.

💡 در آن مسابقه پر از آب و کف، تمام بازیکنان از شدت خندیدن و لغزیدن روی زمین، حس صابونی شدن و سر خوردن مداوم را داشتند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران