لغت نامه دهخدا
شیوم. [ ش ُ ] ( ع مص ) شیم. ( ناظم الاطباء ). استوار و راست کردن حمله را در جنگ. || درآمدن چیزی. || ساق خود را بر اسب زدن. || پنهان کردن چیزی در چیزی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به شیم شود.
شیوم. [ ش ُ ] ( ع مص ) شیم. ( ناظم الاطباء ). استوار و راست کردن حمله را در جنگ. || درآمدن چیزی. || ساق خود را بر اسب زدن. || پنهان کردن چیزی در چیزی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به شیم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عفونت با این ویروس، بیشتر در اوایل کودکی دیده میشود و اکثراً تا سن ۸ سالگی علیه سروتیپهای ۱و۲و۳ این ویروس آنتی بادی پیدا میکنند.(عفونت با تیپ ۴ ویروس کمتر گزارش شدهاست.)در بزرگسالان، درگیری معمولاً خفیف بوده و ویروس عامل کمتر از ۵% بیماریهای تنفسی است. این در حالیست که در کودکان، دومین پاتوژن دستگاه تنفسی تحتانی بعد از ویروس سن سی شیوم تنفسی (RSV)، ویروس پاراآنفلوآنزاست.