لغت نامه دهخدا
شلکی. [ ش ُ ل َ ] ( ص نسبی ) ( اصطلاح عامیانه ) سست بافته. ( یادداشت مؤلف ).
شلکی. [ ش ُ ل َ ] ( ص نسبی ) ( اصطلاح عامیانه ) سست بافته. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایوانهای دارای طاقهای نیم دایرهای نمای اصلی، پوشش طاقدار تیری شکل تالار عبادت که، روی شش تا شالودهٔ سنگی هشت ضلعی متکی است، با استفاده از سنتهای نفیس معماری محلی تحقق و یگانگی یافتهاست. دو گنبد ۵ متری در وسط بام مسجد واقع گردیدهاست. روی میدار مناره همانگونه که در بنای مسجد سوم بود، با بنای بامهای خیمهای شلکی کمال یافتهاست، که بر بایههای لطیف بهخوبی تراشیده شده اتکا دارد.