لغت نامه دهخدا
شاه کرمی. [ ک َ رَ ] ( اِ مرکب ) زردآلوی نوری. ( یادداشت مؤلف ).
شاه کرمی. [ ک َ رَ ] ( اِخ ) دهی از بخش دره شهر شهرستان ایلام. دارای 448 تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن غلات و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
شاه کرمی. [ ک َ رَ ] ( اِ مرکب ) زردآلوی نوری. ( یادداشت مؤلف ).
شاه کرمی. [ ک َ رَ ] ( اِخ ) دهی از بخش دره شهر شهرستان ایلام. دارای 448 تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن غلات و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
ده. از بخش دره شهرستان ایلام سکنه ۴۴۸ تن آب: رودخانه محصول: غلات و لبنیات.
💡 مهدی شاه کرمی در ۳۱ خرداد ۵۴ و برادرش محمد در ۲۸ بهمن آن سال در درگیری با پلیس امنیتی کشته شدند. جریان مهدویون از نیمه دوم سال ۵۴ به شکل دیگری ادامه یافت و پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ با ادغام در چند گروه دیگر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را پدیدآورد. صادق نوروزی از جمله اعضای این گروه بود.
💡 محمد شاه کرمی از اعضای مسلمان سازمان مجاهدین که دانشجوی سابق دانشگاه صنعتی اصفهان و اهل اصفهان بود در مورد مسائل موجود در سازمان و بالاخص مارکسیسم زدگی و عدم تقید شرعی اعضا انتقاداتی را خطاب به مافوق تشکیلاتی اش مطرح میکند. پس از صحبتهای بالادستی، به این نتیجه میرسند که افکار شاه کرمی به هیچ وجه قابل انطباق با تشکیلات نیست؛ بنابراین از جمله به برخوردهای اصلاحی انتقادی با وی مثل اعزام به کارگری میپردازند. اما پس از چندی شاه کرمی اعلام داشت که نمیتواند با سازمان کار کند و شخصاً از آن جدا شد.